برنامه ریزی و استراتژی

برنامه ریزی و استراتژی

چه مدیر یک مدرسه کوچک و چه مدیر اجرایی یکی از شرکت های بزرگ ایران باشید برنامه ریزی استراتژیک شرکت برای دستیابی به موفقیت سازمانی شما نقش اساسی را ایفا می کند. اگر بخواهید به مقصد مورد نظرتان برسید باید نقشه سفر را بکشید. متاسفانه دستیابی به اهداف همیشه به سادگی رفتن از نقطه A به B نیست و اکثر کسب و کارها بیراهه های بسیاری را پیموده و پس از پیمودن مسیری طولانی به مقصد می رسند. از همه بدتر اینکه اکثر این کسب و کارها هیچگاه نمیفهمند که اصلا مشکلی وجود دارد. آنها مدام کارهای مشابهی را تکرار می کنند و امیدوارند که نتیجه ای متفاوت بگیرند.اما شما میتوانید با برنامه ریزی و استراتژی بلند مدت مشکل خود را حل کنید.

تصمیم‌گیری مؤثر در مواجهه با تغییرات مداوم دنیای کسب‌وکار، دغدغه‌ی بنگاه‌ها و سازمان‌های بسیاری است. مهم است که از روند تغییرات جا نمانید و همیشه به دنبال علاج واقعه پس از وقوع آن نباشید. خوب است که به جای مدیریت بحران، از اساس، مانع وقوع آن شوید. یکی از ابزارهای مطمئنی که به گرفتن تصمیم‌های کارآمد و به‌هنگام در سازمان‌ها کمک می‌کند، برنامه ریزی استراتژیک یا راهبردی است. در این مقاله با اصول اولیه و مفاهیم اساسی برنامه ریزی و استراتژی  آشنا می‌شوید.

بیشتر برنامه­ ریزی ها بر اساس دیدگاه عقلایی، دارای شکل آرمان ها و اهداف طرح ها و اقدامات و منابع مورد نیاز می­ باشند. در این مدل ها ، ابتدا آرمان ها و اهداف سازمان تبیین شده ، سپس طرح ها و اقدامات لازم تعیین و در نهایت منابع مورد نیاز برای انجام برآورد می­ گردند. تغییر در شرایط محیط، سیاست ها، نگرش ها، دیدگاه  ها، ساختارها، نظام ها و … عواملی هستند که بر آرمان ها و اهداف برنامه­ ریزی تاثیر گذاشته و در نهایت باعث تغییر برنامه می­ گردند.

مطلب پیشنهادی  موفقیت در بازاریابی دیجیتال با استفاده از شبکه های اجتماعی

برنامه­ ریزی در شکل عقلایی فوق، ظرفیت و تمانایی مقابله با تغییرات سریع محیط بیرون را ندارد و به شکست می انجامد. این شرایط موجب رشد این تفکر شد که در برنامه ریزی باید بتوان مطابق با تغییرات، جهت حرکت سازمان را تغییر داد و جهت و رفتار جدیدی را در پیش گرفت. این نگرش زمینه ساز ابداع برنامه ریزی استراتژیک شد. برخلاف برنامه­ ریزی سنتی که در آن آرمان ها و اهداف تعیین می­ شوند، هدف برنامه ­ریزی استراتژیک، تبیین و تدوین استراتژی است. امروزه به دلیل پیچیدگی در عناصر محیط خارج و ارکان داخلی سازمان، مدیریت بر سازمان ها پیچیده تر از گذشته شده و در نتیجه وظیفه مدیریت را خطیر نموده است.

برنامه ریزی استراتژیک، فرایند بررسی موقعیت فعلی و مسیر آینده سازمان، تنظیم اهداف، تدوین استراتژی برای تحقق و اندازه گیری نتایج اهداف بلند مدت سازمان و انتخاب فعالیت های لازم برای تحقق آنها در جهت تجهیز منابع سازمان و وحدت بخشیدن به تلاش های سازمانی برای نیل به اهداف و رسالت بلند مدت با توجه به امکانات و محدودیت های درونی و بیرونی است. هدف از برنامه ریزی بلند مدت بیشتر کنترل عملیات است در حالی که برنامه ریزی استراتژیک تغییر فعالیت ها برای حداکثر استفاده از فرصت های محیطی را دنبال می کند که به شرح زیر قابل مطرح می باشد:

– برنامه ریزی استراتژیک بیش از برنامه ریزی بلند مدت آینده مدار است.
– برنامه ریزی استراتژیک باید پاسخگوئی فعالیت های سازمانی در قبال تغییرات محیط باشد.
– برنامه ریزی استراتژیک بیشتر از برنامه ریزی بلند مدت بر ارزیابی محیط داخل و خارج سازمان تاکید دارد.
– برنامه ریزی استراتژیک یک فعالیت پیچیده بوده و مستلزم مشارکت مدیران تمام سطوح سازمانی می باشد .

برنامه ریزی و استراتژی

ویژگی‏های اهداف بلندمدت

انعطاف‏پذیر: اهداف باید با تحولات غیرمنتظره یا خارق‏العاده در محیط یا وضعیت رقابتی شرکت تطبیق‌پذیر باشند. متاسفانه، چنین نرمشی به هزینه‏ (کاستن از) مشخص بودن هدف افزایش می‏یابد. یک راه ایجاد انعطاف و درعین‌حال به حداقل رساندن تاثیرات منفی آن اجازه تعدیلات در سطوح اهداف، به جای ماهیت آنها است.

مطلب پیشنهادی  مراحل ساخت کمپین اینترنتی

قابل سنجش: اهداف کمی باید به طور واضح و مشخص آنچه را که باید محقق شود و زمان تحقق آن را بیان کنند. پس، اهداف کمی باید در طول زمان قابل اندازه‏گیری باشند.

انگیزش: افراد هنگامی بهره‏ وری بیشتری دارند که اهداف در سطحی برانگیزاننده تعیین شوند- هدفی آن‌قدر بالا که چالش‌برانگیز باشد، ولی نه آن‌قدر بالا که باعث سرخوردگی یا آن‌قدر پایین که به آسانی قابل دستیابی باشد. مساله این است که افراد و گروه‏ها در ادراک خود از حد کافی بالا بودن متفاوتند. یک هدف کلان یا کلی که گروهی را بر می‏انگیزاند، گروهی دیگر را سرخورده می‏کند و برای گروه سوم جذابیت اندکی دارد. یک توصیه با ارزش این است که اهداف مطابق با گروه‏های مشخص تعیین شوند. توسعه چنین اهدافی مستلزم زمان و تلاش است، ولی اهدافی از این دست احتمال بیشتری برای ایجاد انگیزش دارند.

مناسب: اهداف کمی باید متناسب با اهداف کلان شرکت باشند، که در بیانیه ماموریت آن آمده‏اند. هر هدف کمی باید گامی به پیش در کسب اهداف کلان باشد. در واقع، اهدافی که ناسازگار با ماموریت شرکت باشند می‏توانند باعث ایجاد انحراف در اهداف کلان شوند. قابل‌فهم مدیران استراتژیک در همه سطوح باید آنچه را که شرکت در صدد تحقق آن است، بفهمند. همچنین باید معیارهای اصلی را که عملکرد با آنها ارزیابی می‏شود بفهمند. ازاین‏رو، اهداف کمی باید آن‌چنان بیان شوند که برای دریافت‌کننده به میزان گوینده قابل‌فهم باشند.